می رفت
بدون ساک
بدون یادگاری
بدون حرف
آدیداس زردش
برق می زد
بندهایش شل بود
دستش پول هایش رالمس کرد
درجیب...
تا کجا می رساندش
جایش کجا بود
خانه؟
کجاامن بود
بی هدف قدم میزد
پارک
کوچه
ایستگاه اتوبوس
خیابان
مترو
پیاده رو
ایستگاه اتوبوس
آسمان ،فکر،هوا
عشق ،زمین ،پنجره ها
مالش نبود...
پنجره هایش بسته بود
بیشتر گرسنه بود
دستش پول هایش را لمس کرد
رستوران های شهر
نه...
بوفه های شهر
نه ...
دکه های شهر
یک کیک شکلاتی
دخترک پراز تردید
هرچه روز تمام تر
ترسش بیشتر
هشدار ...
مردها
نگاه ها
سوال ها
ترس همه ی دختر های
ایرانی..
عجب روایتی
از چراغ قرمز ها عبور می کرد
خوابش می آمد
خسته بود
به کوچه های آشنا
قدم گذاشت
بندهای آدیداس
باز شده بود
تنها ...
ترسش کم شده بود
هوای اتاقش گرم تر شده بود
شاید...
می ارزید به سرمای بیرون
بی هدف قدم می زنند
پارک
کوچه
ایستگاه اتوبوس
خیابان
مترو
پیاده رو
ایستگاه اتوبوس
پراز آدیداس
کهنه ونو...
نظرات شما عزیزان:
arash 
ساعت22:24---14 بهمن 1392
آدیاس زرد خوب بود و متفاوت بهت تبریک میگم.چسبید بعد مدت ها.
پاسخ:مرسی وخوشحالم که این تفاوت حس شده.